دیشب درمونگاه س کشیک بودم. یه پسر حدودا ۲۰-۲۲ ساله رو آوردن با تشنج. گویا ۲۰ تا قرص ترامادول می خوره ( نه برای خودکشی٬ به قول دوستاش برای کیف و خوشی! ) و بعد می رن کافه و اونجا قاشق در دهان تشنج می کنه( موقع غذا خوردن و قاشق تو دهنش گیر می کنه! ) خلاصه کارای اولیه شو انجام دادیم و بعد اونجا یکی از دوستاشو که بین بقیه معقول تر ! به نظر می رسید و هی سرشو به نشانه تاسف تکون می داد ! و هی می گفت: نچ نچ جوونا چه کارایی که با خودشون نمی کنن رو انتخاب کردم ! و گفتم بیاد تو اتاقم تا برگه اعزامو بنویسم:
ــ خب٬ گفتی بیست تا ترامادول خورده؟
ــ بله٬ بیس تا٬ سی تا٬ همیشه عادتشه ٬ یه مشت می ندازه بالا.. ولی امشب بیس تا خورده .
ــ دیگه چی خورده؟
ــ دیگه هیچی٬ زنگ زد به من گفت بریم کافه .. منم رفتم.اونجا اینجوری شد
ــ چیزی نکشید؟
ــ چرا قلیونم کشید
ــ دیگه چی؟
ــ خب سیگارم کشید.... حالا سیگارو ننویس.. مامان باباش بفهمن بد می شه!!
ای خدااااااااااااااا یعنی اون وسط فقط سیگار نامحرم بود!![]()
